اماموضوع اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه ها چیزی نیست که بتوان از آن گذشت. از کنار نکته هایی که دکتر سبحانی متذکر شده نمی توان به آسانی گذشت.این هشدارها را جدی بگیریم...از این جراحی سخت بوی فاجعه می آید!
"...اينجانب از هم اكنون صحنههاي محاكمه انسانهاي شريف بسياري را ميبينم كه متأثر از اجراي اين قانون گرفتار پيآمدهاي ركود، تورم، بيكاري، از هم پاشيدگي خانوادهها، عدم امكان و فرصت رسيدگي به تربيت فرزندان، سوء رفتارهاي فردي و اجتماعي و... گرديده و بعضاً در هيأت "مجرمان" تن به قضاوتهايي دادهاند كه بر آن است آنان را تأديب و از وقوع جرمهاي بعدي پيشگيري نمايد و قضات محترمي را ميبينيم كه هر چند در محضر دادگاه ، مجرمان متأثر از آثار منحوس تورم و بيكاري و فقر را محاكمه مينمايند ليكن در باطن، قضاوت خويش را ناظر بر محاكمه تصميمگيرندگان اجرايي و تقنيني قانون "هدفمند كردن يارانه ها" مييابند كه امروز در فضاي يك دست دولت و مجلس به پشتوانه سكوت بسيار معنيدار رسانه ملي توام با خودسانسوري اقتصاددانان در بررسي و نقد آن، با تلقي "جراحي" بزرگ به پيش ميتازند..."
لینک نامه دكتر حسن سبحاني، نماينده پيشين مردم در مجلس شوراي اسلامي به آيتالله لاريجاني
مثل مترجم گوگل( Google Translate) که" اصولگرا" را به انگلیسی"authoritarian "یعنی "اقتدارگرا "ترجمه میکند!
آنهم من که به"جمهوری اسلامی" به "قانون اساسی" به"ولایت فقیه" اعتقاد داشته و چه حرفها در دفاع از این اصول که نشنیده ام!
آیا باید این اتهام را قبول کنم؟آیا باید سکوت کنم؟آیا باید بنشینم تا"ایام فتنه" سپری شود؟ با این نامردیها چه کنم؟
حکایت ستم هایی که برما رفت بر دل نمی نشیند ... من بر اصول خود مانده ام گرچه شاید تنها!

ديروز در خيابان وليعصر نزديك فاطمي كودكي را همراه پدر ديدم كه دستبندي سبز به دست بسته بود. ناراحت شدم از رفتار والدين اين كودك هفت هشت ساله كه چرا او را كه هنوز از اين اتفاقات چيزي نمي فهمد ، وارد بازي بزرگترها كرده اند. خواستم به گونه اي رفتار كنم كه پدر كمي عبرت بگيرد و به خود بيايد از كودك پرسيدم چرا دستبند سبز بسته اي؟ منتظر بودم كه جوابي نداشته باشد و سكوت كند و آنگاه من حق به جانب پدر را نصيحت كنم....اما كودك پاسخي داشت !گفت:" ما رسانه ملي نداريم " مچ بند سبزش را نشانم داد و گفت: " ما خود يك رسانه ملي ايم"...ميخكوب شدم چند ثانيه اي مبهوت به كودك نگاه كردم و شرمنده شدم...البته احساس آن لحظه ام ملغمه اي ازشرمندگي و شادي بود.... نصيحت شدم و براه خودم رفتم!!!
موجي براه افتاده كه بعيد مي دانم كسي جلودارش باشد....پس بهتر است خود را براي رياست جمهوري ميرحسين آماده كنيم.