تبليغاتX
آخرین اصولگرا

ديروز كارم را زود تعطيل كردم كه بروم خانه  و به مناظره ي "مشايي" و " سليمي نمين" برسم. با هر كسي هم كه توانستيم  تماس گرفتيم كه اين برنامه را ببينند.

برنامه نسبتا وزين "سياست ايراني" از ابتداي دهه فجر با مجري گري "مهدي مطهري نيا" در شبكه  چهار از ساعت  19 الي 20 پخش مي شود. مهمانان مهمي هم از قبيل علي مطهري ، عماد افروغ ، صادق زيباكلام ، خاموشي ، اسماعيلي و.... در اين برنامه حضور يافته اند. موضوعات مهمي هم در آن به بحث گذاشته شده است اما بابت ساعت نامناسب پخش شخصا اكثر برنامه هايش را از دست داده ام. با اينحال ديدن مشايي در يك مناظره براي نخستين بار جذابيت هايي داشت كه نمي خواستم از دست بدهم.ساعت شش از محل كارم به راه افتادم و به زحمت بابت ترافيك سنگين شهر ساعت هفت خانه بودم. ولي بهر حال رسيدم!

هر چه منتظر مانديم از  برنامه "سياست ايراني" خبري نشد و نيم ساعت  برنامه اي با موضوع "رباتها" پخش شد!سپس برنامه مورد نظر با تاخيري  سي و چند دقيقه اي شروع شد. ديديم تنها يك طرف مناظره حضور دارد و مجري هم از هرگونه توضيحي  در اينباره خودداري كرد. با اينحال سليمي نمين ساكت نماند و از عدم حضور مشايي در مناظره گله كرد . معناي كلام  سليمي نمين آن بود كه مشايي از مناظره با او طفره رفته و مسئولين برنامه را  وادار كرده فرد ديگري را جايگزين وي نمايند!

برنامه "سياست ايراني" ديشب خارج از روال  عادي خود در دو بخش قبل و بعد از خبر 20 شبكه چهار پخش شد.

مشايي در بخش دوم حضور يافت و نظراتش را در باب "اسلام ناب محمدي" بيان نمود. بنا به اعلام مجري برنامه قرار بود در بخش دوم "خوش چهره"جهت مناظره حضور يابد كه گويا ايشان در ترافيك مانده و باتري موبايلشان هم تمام شده بود!

به هر  شکل "خوش چهره" نيامد و مشايي در مباحثه اي با مجري برنامه يك ساعتي وقت مردم را گرفتند و فقط صحبتهاي همديگر را تكميل مي كردند!!!

حقيقت نيوز  كه تقريبا مسجل شده ارگان جناب مشايي است امروز طي خبري در اينباره نوشت :"مهندس مشایی قرار بود با عباس سلیمی نمین به مناظره بنشیند اما به دلیل گرفتار شدن در ترافیک تهران به این مناظره نرسیداما در نهایت در قسمت دوم برنامه سیاست ایرانی حضور پیدا کرد"

گفتني است برنامه سياست ايراني تا بحال قسمت دوم نداشته كه ديشب مجبور شد داشته باشد.

 البته يادآور مي شوم  ديشب در بخش اول همين برنامه  سليمي نمين در رابطه با عدم حضور  مشايي گفت: "با اين اقدام، هم بنده را به زحمت انداختند و هم شما را. زيرا شما را مجبور كردند تا برنامه را مقداري به عقب بياندازيد تا بتوانيد مهماني را دعوت كنيد تا مناسب احوالات ايشان باشد."

با اينحال ديشب به ميمنت حضور مشايي برنامه سياست ايراني با تاخير و در ساعت بسيار مناسبي پخش شد.

برنامه ديشب مثبت نبود. سوالات ديگري هم به سوالات بي شمار درباره مشايي افزوده شد. چرا مشايي حاضر به مناظره نشد؟ آيا واقعا" ترافيك دليل اصلي بود يا ايشان از اين مناظره واهمه داشتند؟ آيا سليمي نمين نمي توانست يكساعتي صبر می کرد ، براي مخاطبين شبكه چهار ارزش قائل مي شد، وقت بيشتري مي گذاشت و بعد از آمدن مشايي در همان بخش دوم (!!!) برنامه سياست ايراني با هم به گفتگو مي نشستند؟ هر دو ميهمان برنامه معتقد بودند كه بينندگان شبكه چهار از قشر فرهيخته هستند! آيا اين رفتار با مخاطب فرهيخته شايسته است؟  اصلا" اين  دكتر خوش چهره كجاست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 11  توسط   | 

در تصاوير آرشيوي كامپيوترم  روزهاي انتخابات را مرور مي كردم . به عكسي رسيدم كه خودم با موبايل گرفته بودم. ديدن اين تصوير حس عجيبي در من ايجاد كرد . اين  تصوير متعلق به  راهپيمايي 27 خردادماه 88  است. روزي كه معترضان حدفاصل  ميدان هفت تير تا ميدان انقلاب را در سكوت و بدون حتي يك شعار و كوچكترين برخوردي  پيمودند. آنها دائم از هم مي خواستند كه پيش از تاريك شدن هوا متفرق شوند تا زمینه درگيري فراهم نیاید.

"لطفا براي جلوگيري از اغتشاش قبل از تاريكي متفرق شويد....سكوت" اين پلاكارد كوچك در دست مردي ميانسال با ظاهر ي موجه بود. آن روزها از اين نوع اطلاعيه ها فراوان به چشم مي خورد. در هفته نخست بعد از انتخابات ، تهران سه راهپيمايي بزرگ سكوت را در روزهاي 25 ، 27 و 28 خرداد  تجربه كرد. آن روزها اكثريت قاطع معترضين بر اين نظر بودند كه بايد از هر نوع خشونت و درگيري پرهيز كرد. حركت ها و نظرات نشان از بلوغ سياسي مردم داشت. اميد بود كه خواسته ها در چارچوب هاي منطقي و بدور از خشونت پيگيري شود.

هر روز كه گذشت  از تعداد معترضان كم شد. گروهي اندك راديكال تر شدند  و همراهي با اغتشاشگران  را برگزيدند . گروهي بيشتر سكوت كرده و در انتظار نشستند.

عدم درك تفاوت "اعتراض" و "اغتشاش" از عوامل مهم راديكال شدن فضاي كشور طي ماههاي اخير بود. متاسفانه بسياري دير به اين مطلب پي بردند و باز هستند كساني  ديگر كه  ناباورانه و شايد تنها به ظاهر سعي در تفكيك "معترضين" از "اغتشاشگران" دارند.

اي كاش زودتر از اينها باور مي كردند كه معترض اغتشاشگر نيست!

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 14  توسط   | 

 

وقت سكوت نيست. اين روزها حتي ثانيه ها هم ارزشمند است.

هر روز به مانند يكسال مي گذرد. صبح را با اميد شروع مي كنيم و تا غروب بي حاصل مي جنگيم.

اين روزها بعضيها فقط شماره تماسهايشان را به چند خبرنگار داده اند ، گوشه اي نشسته اند و به شاهين ترازو چشم دوخته اند! آنگاه كه خيالشان بابت سنگيني يك كفه راحت شد  موبايلهايشان را روشن مي كنند و به سوالات پاسخ مي دهند. شفاف سازي مي كنند. فضاي سياسي ، اجتماعي  ، اقتصادي و فرهنگي جامعه را تجزيه و تحليل مي كنند و در طول صحبتهايشان دم از ولايت و ولايتمداري هم مي زنند . سرآخر هم ديگران را بي بصیرت مي خوانند و خود را سرچشمه بصیرت نشان مي دهند!

دوران عجيبي بود....دوران فتنه را مي گويم!.... خوب مي دانيم چه كساني شروع كردند . چه كساني براي رسيدن به قدرت اسباب فتنه را فراهم كردند. لجبازانه پا بر زمين كوبيدند و غبار به راه انداختند. از ايجاد نفاق ، دروغ گفتن ، تهمت و بردن آبروي ديگران هراسي به خود راه ندادند. خوب مي دانيم چه كساني براي رسيدن به مطالبات حداكثري خود به مطالبات حداقلي  رضايت دادند تا در وقت مناسب سر از پوستين برآرند.

اکنون که غبار فتنه فرو نشسته چه مضحک است شعبده بازی فتنه گران! فتنه گرانی از هر دو طیف که باز وقيحانه "بصيرت" دیگران را به زير سوال می برند. حتی آنانی را  که مدتها قبلتر این روزها را پیش بینی کرده و براي پيشگيري از  وقايع  راهكار ارائه دادند. در این بین مظلومیت یک نفر بیش از دیگران خودنمایی می کند.

ناطق را مي گويم. روزي كه از" وحدت ملي" گفت سخت بر او تاختند اما امروز" آينده نگري " يكي از دلسوزان واقعي انقلاب را با تمام وجود احساس مي كنيم.

همواره وقتي به ولايتمداري و وفاداري "علي اكبر ناطق نوري" فكر مي كنم بي اختيار به ياد "مالك اشتر" مي افتم. مرآم او را كمتر سياستمداري در اين سرزمين دارد.  او رفاقتش را ثابت كرده... نه تنها در راههاي امن و سلامت  بلكه در كوره راههاي دشوار فتنه! در حالي كه برخي سخت آزرده اش كردند دل از دوست نكند و كنارش باقي ماند.

ماههاي اخيركمتر سخن گفته! نمي گويم براي عبور از بحران فعلي فعاليتي نداشته اما زمان ، زمان ديگري است.

آقاي ناطق وقت سكوت نيست! وقت گفتن است.

روزگاري است كه بايد" مالك "هاي حقيقي  به ميدان بيايند. تا مدعياني كه آرزوي "مالك" بودن و مالك شدن را دارند ميدان داري نكنند.

آقاي ناطق ميدان خالي است.

حالا بيشتر از هر زماني نياز است كه شما و كساني مانند شما وارد گود شوند. اين عرصه مرد مي خواهد.

مي ترسم كه غافلان و جاهلان بخواهند با بي تدبيري طوفاني به راه بياندازند. دعا مي كنم و مي ترسم از بي تدبيري...

دعا مي كنم و معترفم كه دلم براي "مالك" تنگ شده........

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 11  توسط   | 

پس از سي ماه در يك ركورد به ياد ماندني تونل توحيد افتتاح شد. گفته مي شود بزرگترين پروژه مديريت شهري تاريخ ايران است. در سرزمين ما انجام چنين كارهايي  شهامت مي خواهد  و مرداني مانند قاليباف.

در طول سي ماه گذشته بارها برخي رسانه ها مغرضانه اين پروژه را زير سوال بردند. شهردار تهران نيز مدبرانه درگير حواشي نشد و منتظر ماند تا غرض ورزان امروز جواب خود را بگيرند .اما مثل اينكه برخي هنوز اتمام اين طرح بزرگ و غرور آفرين را باور ندارند . متاسفانه  شنيدم از پخش مستقيم مراسم افتتاح تونل توحيد هم به هر بهانه اي طفره رفتند تا نشان دهند قصد كنار گذاشتن  باورهاي غلطشان راندارند.

اين رفتار كودكانه ي" رسانه ملي" براي من به عنوان يك شهروند سخت گران آمد. مثل اينكه  آقايان قصد اصلاح عملكرد خود راندارند.

گاهي فكر مي كنم آنها مقصر نيستند و بايد افرادي مانند قاليباف را خطاب قرار داد!

بايد گفت آقاي قاليباف شما مقصريد!

بيكاريد كه از اين كارها مي كنيد؟ اصلا" چه معني مي دهد بخواهيد پروژه عظيم مديريت شهري راه اندازي كنيد؟ اصلا" چه معني دارد كه بزرگترين پروژه شهري كشور در زمان شما انجام شود؟ حالا خطا كرده ايد و پروژه اي عظيم  را شروع كرده ايد چه معني دارد طبق زمانبندي انجام شود؟ از آن بدتر چه معني داردكه در زمان شما افتتاح شود؟ اين همه خودپسندي براي چيست؟ چرا اصرار داريد اينقدر بادقت و با سرعت كار كنيد؟بهتر نبود  مناعت طبع و عزت نفس نشان مي دايد و مي گذاشتيد شهرداران بعدي اين پروژه را افتتاح مي كردند؟ مگر با چند سال تاخير افتتاح مي شد اتفاقي مي افتاد ؟ فرضا"  كه پروژه  تمام شد ه و آماده افتتاح است، مجبور بوديد در زمان فعلي افتتاحش كنيد؟ چرا نگذاشتيد كسي ديگري افتتاحش كند؟ چرا خودتان براي افتتاحش رفته ايد؟

 

اصلا" چرا اينقدر علاقه به خودنمايي داريد؟ چرا مي خواهيد  دولت محترم را تخريب كنيد؟ فكر مي كنيد ما نمي فهميم؟ فكر مي كنيد ما بي خبريم؟

چرا اذهان عمومي را مشوش مي كنيد؟ چرا در مردم توقع ايجاد مي كنيد؟ چرا فكر مي كنيد "رسانه ملي" موظف است مراسم افتتاح تونل توحيد را مستقيم پخش كند؟ حالا خبرگزاري فارس ، ايرنا و رجا چه كار كنند؟! چگونه هر روز از فرو ريختن تونل  خبر بزنند؟ چرا اينقدر مفيدي؟ چرا؟؟

چرا خودتان را درگير مسائل سياسي روز نمي كنيد؟ چرا مشغول دعواهاي سياسي نمي شويد؟ چرا سهم خواهي نمي كنيد؟ چرا حرف رهبري را گوش مي كنيد و تمام وقتتان در شهرداري گذاشته ايد؟ چرا اينقدر چاپلوسي؟ فكر مي كني نمي دانيم خودتان را براي انتخابات بعدي رياست جمهوري آماده مي كنيد؟ واضح است داريد با اين كارها مردم را فريب مي دهيد؟

مي خواهيد ركورد بزنيد كه چه؟ مي خواهيد از خودتان يادگار بگذاريد كه چه؟

لوگوي روزنامه منتسب به  شما مي رقصد! بجاي  تونل سازي برويد به اين مسائل رسيدگي كنيد! اين موضوعات براي مردم اهميت دارد. نه اينكه برويد دو كيلومتر تونل بسازيد!

مردم فريب شما نمي خورند.مردم هنوز آنهايي را دوست دارند كه خط آهن تكميل نشده را افتتاح مي كنند!بهتر نبود بجاي راه انداختن اين پروژه پولش را بين مردم  تهران تقسيم مي كرديد؟ مردم بايد پول نفت را روي سفره هايشان ببينند. خيالت راحت شد  بيت المال را در شكم  يك مشت پيمانكار زالو صفت ريختيد؟آقاي قاليباف مردم اين چيزها را خوب مي فهمند.



بازتاب : شفاف + کارنا

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 16  توسط   | 

چند روز پيش در راديو گزارشي شنيدم از فيلمي كوتاه با نام "بابا آب داد" به كارگرداني مهدي جعفري جواني 27 ساله از اردكان يزد كه بسيار تحت تاثير قرار گرفتم. هم از موضع فيلم و هم نحوه برخورد با يك هنرمند!

"موضوع فيلم" آدمي را به وجد مي آورد و "نحوه برخورد با هنرمند "باعث تاسف و تاثر مي شود.

فيلم جعفري در  جشنوارهاي مختلف حضور  يافته و بر روي پرده رفته است. در  هامبورگ و هانوفر جوايزي كسب كرده و اخيرا در جشنواره ردکت آمریکا نمايش داده شد.اما كارگردانش در مراسم نمايش فيلمش حضور ندارد. دليلش هم ساده بود. مسئولين فرهنگي از يك بليط هواپيما هم دريغ كرده اند.

جعفري تنها با شصت هزار تومان اين فيلم را ساخته و تصويري زيبا از روحيه ايثار و منش جوانمردي ما ايرانيها به تصوير كشيده است.

گاهي تاثیر یک فیلم کوتاه سه دقیقه ای بر افكار جهانيان از پخش ساعتها برنامه تلوزيوني و راديويي به زبانهاي مختلف بیشتر است.  دقايقي كه زاده ذهن خلاق جوان ايراني است و تنها نيازمند كمي حمايت مادي و معنوي است. فيلم كوتاه"بابا آب داد" هر جايي كه به نمايش درآمد  تحسين  بينندگانش  را  برانگيخته و جوايز قابل توجهی را كسب كرده است.


نكته تاسف انگيز آنكه بابت عدم مساعدتهاي مالي لازم از سوي متوليان فرهنگي كارگردان اين فيلم نتوانسته در فستيوالهايي كه فيلمش به نمايش در آمده حضور يابد .او تنها يكبار آنهم با گرفتن وام بانكي توانسته در يكي از این جشنواره ها حضور يابد.

شايد اگر كمي اداهاي روشنفكري در مي آورد. سياه نمايي مي كرد. يا با چند سوپر استار و دلال آشنا بود مشكلي نداشت و ديگر بدنبال گرفتن وام بانكي  جهت سفر به فستيوالها نبود.

مهدي جعفري اما اميد ، ايثار و حس انسان دوستي ايرانيها را تصوير كرد و به مفاهيم عميق و ماندگار انساني پرداخت .

وقتي هنر برخي سوپر استارهايي كه هيچ گلي به سر هنر اين مرز و بوم نزده اند را متعالي مي دانيم و با آن به ياد خدا مي افتيم! بد نيست كمي هم به جوانهاي با انگيزه و خلاق توجه كنيم. كمي بها دهيم. كمي ارزش قائل شويم و از تشويق هاي كوچك شانه خالي نكنيم. توقع زياد نيست گاهي در حد يك بليط هواپيماست!

در طول سالهاي اخير شاهد ساخت صدها فيلم بلند سينمايي بوده ايم كه درصد بالايي از آنها در خاطر كسي نمانده است. اوضاع در رسانه ملي  بدتر است. دهها سريال  ، تله فيلم و برنامه تركيبي  پرخرج توليد شده  كه عمدتا  تنها يكبار ديده مي شوند. هزينه هاي ساخت اين توليدات در مقايسه با آنچه  كه غربيها هزينه مي كنند چشمگير نيست اما در داخل كشور براي خود رقمي قابل توجه است. از آن مهمتر با توجه به محدوديتها در منابع  درست هزينه كردن اعتبارات مهم است و صرفا از خرجهاي كلان چيزي حاصل نمي شود.

مطمئن باشيد از دست و دلبازي براي  سوپر استارهاي  پرحاشيه سينما  كه هنرشان از اين شهر فراتر نرفته  چيزي عايدمان نمي شود . جوانها را دريابيد تا مردم  به ماهواره پناه نبرند وشبكه هايي همانند فارسي وان نگاه نكنند!

متوليان محترم فرهنگ كشور .... و البته آقاي مشايي! كه گويا بيشتر از ديگران دغدغه فرهنگي داريد لطفا" بيشتر توجه فرمائيد....

 

در پايان يك عذرخواهي ازهنرمند عزيز جناب آقاي مهدي جعفري :

 شان و منزلت شما از تشويق هاي كوچكي كه ذكر كردم بسيار بسيار بالاتر است.اساسا هنرمند نيازي  به اين تشويق ها ندارد. گفته هاي اين دل پردرد را به نيت خير ببينيد... حكايت چيز ديگري است كه البته خودتان بهتر مي دانيد.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 17  توسط   | 

دستگیری مهندس باقریان از آن خبرهايي بود که تا چند روز همه ی ما را مبهوت نگاه داشت. اين اتفاق حتي براي نزديكانش باور كردني نبود.
با آنكه اين روزها زنداني شدن فرزند شهید بهشتی برایمان عجيب نيست  اما دستگیری محمد باقریان در مخیله بسیاری از ما نمی گنجید. تا چند روز بعد ازماجرا هم در اصل خبر ترديد داشتيم. ترديد ما بي مورد بود و خبر صحت داشت.
خانواده اش از او بی خبرند . حتی نتوانسته اند قرص هایش را به او برسانند. مهندس باقريان بعد از انتخابات تقریبا تمامی فعالیتهای سیاسی اش را کنار گذاشته تنها به کارهای فرهنگی در موسسه اش می پرداخت.فعالیت هایی که بیشتر به کشورهای مسلمان معطوف بود.
گويا بابت همين فعاليتها به مهندس باقريان اتهام انقلاب مخملي زده اند!
با موضوع انقلابهاي مخملي بيگانه نيستم .مدتها قبل تر  هم به آن پرداختم . مستقيم و غير مستقيم چيزهايي درباره آن شنيده بودم و البته نوشتم.
از جمله در همين وبلاگ طي مطلبي در سال ۸۶ با عنوان "تجارت انقلاب به سبك سورس":
                """پروژه انقلاب مخملی در ایران همزمان باچهل کشور جهان کلید خورد. در گام نخست اوکراین و گرجستان به راحتی فتح شدند و حالا نوبت ایران بود. دوستان ایرانی شناسایی شدند به بهانه های مختلف با هزینه سوروس دو سه ماهی به فرانسه- انگلیس- ترکیه- یونان- امارات و ... میرفتند و  طی کلاسهای ویژه تجارت انقلاب می آموختند! قیمت وطن فروشها خیلی زیاد نبود بعضی ها با چهار تا پنج هزار دلار  حاضر به همکاری شدند! بعضی هم که هنوز کمی غیرت داشتند حاضر به همکاری نشدند و این آغاز افشای یک توطئه بود! پروژه در ایران با دستگیری جهانبگلو- اسفندیاری و تاجبخش متوقف شد و ایران با این کار زنگ خطر را برای دهها کشور که در این پروژه هدف بودند بصدا در آورد. حالا سوال اینجاست با آن وطن فروشهایی که تجارت انقلاب به سبک سوروس را آموختند چه باید کرد؟"""

مطالب بالا شنيده هاي شخصي من از كساني بود كه دعوت به وطن فروشي شده بودند اما دست رد به سينه اجنبي زدند!
خيلي ها وطن خود را حتي به قيمتي صدها برابربالاتر از يك هواخوري دو هفته اي در تايلند و مالزي نفروختند! همانهايي كه همواره حتي دستشان براي دوستي با دشمن تكاني هم نخورد.

در جامعه گاهي با موقعيتهايي روبرو مي شويم كه باورش سخت است. تمام تلاشت را براي وحدت به سخره مي گيرند و تو را نزد خودت شرمنده مي كنند.
دستگيري "مهندس محمد باقريان" از آن دسته حوادث بود.
چند روزي  پيش از بازدداشت مهندس باقريان مطلبي با عنوان"نفاق سبز و نظریۀ دستكش مخملی در دستی آهنین " به قلم مظفر نامدار درسايت مركز اسناد روح الله حسينيان منتشر شد.در بخشي از آن آمده است:

.............نظام ما چند بار گرفتار این خطای تاریخی شد و به جراحی بعضی از دردهایی كه اگر همان ابتدا به آنها پرداخته می شد تبدیل به درد های مزمن نمی گردید، نپرداخت. یك بار در دهه 60 كه زمزمه ظهور جریان های انشعابی در درون نیروهای انقلاب شروع شد و تقابل ها به پذیرش قطعنامه 598، جریانات استعفای نخست وزیر و بازنگری در قانون اساسی انجامید، ما در شرایط خاصی قرار گرفتیم و رحلت امام راحل، بازنگری قانون اساسی و حذف نخست وزیری به این شرایط كمك كرد تا بخشی ازمباحث بنیادی كه باید در همان دوران گفته شود در هاله ای از ابهام و تقدس به دوران بعد منتقل شود و ما نتایج آن را در این انتخابات دیدیم. كسانی و جریانی كه باید به درستی و مبتنی بر اسناد و مستندات متقن و موثق مورد نقد و ارزیابی قرار می گرفتند خود را زیركانه از زیر بار این نقد خارج ساخته و بصورت هاله ای از تقدس ومظلومیت به انتظار نشستند و به گفتمان جهانی مسلمانان كه شعبه ای از گفتمان جهانی اسلام و مسلمانان میانه رو ساخته آمریكا و انگلیس درغرب بود، مشغول شدند. سابقون فراموش كردند كه چه چیزی در سالهای 66و67 منجر به نوشیدن جام زهر توسط امام راحل و پذیرش قطعنامه و استعفای نخست وزیر و بازنگری در قانون اساسی شد و نسل های بعدی هم چیزی در تاریخ نخواندند تا معرفتی حاصل كنند..................
...................ما شواهد دیگری در مجامع دانشگاهی و رسانه ای داریم كه مباحث مربوط به جنبش های مخملی بر اساس تئوری حاكمیت اسلام و مسلمانان میانه كه در غرب مدتی است روی آن سرمایه گذاری شده و بر اساس آن موسساتی تحت عنوان موسسه گفتمان جهانی مسلمانان در بعضی از كشورهای اسلامی منجمله در ایران توسط جمعیت توحید و تعاون ( كه نقش موثری در فتنه های اخیر نیز داشته است) از سال 1370 در ایران مورد توجه قرار گرفته است....................................

مهندس باقريان سالهاست مدير موسسه اي تحت عنوان " گفتمان جهاني مسلمانان"  است. مي گفتند اگر موسوي رييس جمهور مي شد باقريان اجراي مهمترين برنامه ميرحسين يعني احياي سازمان مديريت و برنامه ريزي را بر عهده خواهد گرفت.
وي همواره نظرات معتدلي داشت. بسيار به خود مسلط است و دچار هيجان نمي شود. اعتدال و صبرش زبانزد است. تشنه قدرت و ثروت نیست.دوستانش تقوایش را مثال می زنند.
 شايد بابت همين خصوصيات است كه همواره تحليل هايش در نزد ميرحسين اهميت بالايي دارد.
نظرات او در روز بعد از انتخابات هم حول محور پذيرش اتفاقات بود تا فضا آرامتر شود و مطالبات از طريق قانوني پيگيري شود.
بعد از انتخابات او تقريبا" هيچ فعاليت سياسي اي نداشت. جز ميان دوستان درخصوص مسائل روز سخني نمي گفت.

تجربه ثابت كرده بايد تحليل هاي مركز اسناد را باید جدي گرفت و معمولا"  اين دسته تحليل ها با دستگيري عده اي توام مي شود! با اين تفسير موسسه مطالعات گفتمان جهاني مسلمانان كه مهندس باقريان مدير آن است  قديمي ترين گروه فعال در زمينه انقلاب رنگين معرفي شده است.حقيقتا" در اين يك مورد ديگر انتظار باور نداشته باشيد. كساني كه كمترين شناختي از مهندس باقريان دارند  هم اين مطلب را باور نمي كنند. موسسه فوق الذکر سالهاست مشغول به فعالیت است و جالب است که چگونه تاکنون متوجه این پایگاه جاسوسی و براندازی مهم نشده اند؟
چگونه مي توان اتهامي به اين سنگيني را به فردي مانند مهندس باقريان نسبت داد؟

سکوت میکنم و سکوت نمی کند.کوتاه می آیم و کوتاه نمی آید. در عصر بی اعتباری کرامت انسانها به کدام خانه پناه برم تا راحتم بگذارند. تشنه تابیدن نورم اما غبار کوتاه نمی آید.
دارم به خودم هم شك ميكنم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 13  توسط   | 


"تهرانی" بازیگری و سینما را همه چیز نمی داند.او می گوید: همه مردم از صبح تا شب بازی می کنند.(منبع:پايگاه خبري – تحليلي حقيقت نيوز)
سايت خبري حقيقت نيوز را منتسب به مشايي مي دانند.  سايتي كه اين روزها  مطلبي شاعرانه تحت عنوان :" اولین زن تاریخ سینما که دستمزدش از مردها بیشتر است! "در  ستايش هديه تهراني منتشر نموده و دو عكس خاص از او را در صفحه نخست خود  قرار داده است +. پيداست اين نوع "صفحه بندي" و "استفاده از تصاوير" معناي خاصي  داشته و هدفمند است.
ظاهرا" حضور مشايي در نمايشگاه عكس هديه تهراني، اعطاي وامي چند ده ميليون توماني از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به  هديه تهراني ، پرداخت رقمي قابل توجه جهت خريداري يكي از عكسها ، انتشار عكسي از اين دو كه صميمانه در كنار هم نشستخه اند و دست آخر اعطاي كمك مالي چند ده ميليون توماني ديگر به اين هنرپيشه جهت برپايي نمايشگاه  عكس در مناطق آزاد كيش و قشم   براي مسئول دفتر رييس جمهور  دردسر ساز شده است.
اما  شواهد  و قرائن حكايت ديگري دارد .گويا اين مباحث اهميتي براي مشايي نداشته و  ايشان  قصد دارد به حمايتهايش از هنرمند و هنرش ادامه دهد.
در طول تاريخ جمهوري اسلامي شايد براي نخستين بار است كه يك هنرپيشه زن با ويژگيهاي هديه تهراني تا اين حد به دولتمردان نزديك شده است و از رانت هاي ويژه  برخوردار مي شود.آنهم هنرپیشه ای که معتقد است همه مردم از صبح تا شب بازی می کنند!...همه مردم!

البته باز جای شکرش باقی است که ایشان به تفسیر عملکرد مردم از صبح تا شب رضایت داده اند و در خصوص شب تا صبح مردم اظهارنظر نکرده اند!

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 18  توسط   | 

"عوامل نوسازي!" اينبار هم بعد از يكسال آمدند و با صراحت و شفافيت بيشتري كشور را به دو نيم كرده و مجددا" نا پديد شدند.
همت يك و دو نكته هاي جالب بسياري دارد. مي توان آنرا بچه بازي دانست يا توطئه اي نگران كننده و شوم. تيم اين نشريه را "عوامل نوسازي" ناميدم عنواني كه  در ابتداي جاده شهرت به طعنه و طنز بر خود گذاشتند. اين تيم در 20 بهمن 86 با حمله به سيد حسن خميني در سايت نوسازي ، در 13 بهمن 87 با هفته نامه همت و مطلبي تحت عنوان" احمدي نژاد كشون" و دي ماه 88  مجددا " با دوشماره پياپي هفته نامه همت و مطالبي تحت عنوان"ياران هاشمي" و " امت امام خامنه اي" آمدند و رفتند!

نام  محمد حسين نوبختي را اولين بار  بعنوان مدير مسئول سايت خبري نوسازي شنيدم. سايتي كه
با انتشار مطلبي تحت عنوان " راز لپ هاي گل انداخته سيد حسن خميني" معروف شد. نويسنده نوسازي گويا ابراز تاسف سيد حسن خميني از رد صلاحيت برخي از اعضاي جبهه مشاركت را تاب نياورده و نوشته بود: "جناب آقاي سيد حسن خميني شايد ما نيز اگر در زمان دولت اصلاحات قدرت آن را داشتيم كه به نحوي برايمان يك ماشين BMW، هشتاد ميليون توماني(قيمت همان موقع) خريداري شود كه بحمدالله براي شما شد و از هواي بالاي شهر تهران تنفس مي‌نموديم و احيانا سوناي بخارمان ترك نمي‌شد... توفيق آن را مي‌داشتيم كه با لپ‌هاي گل انداخته درد مستضعفين و محرومين را رصد كنيم و راه حضرت روح‌الله را در دفاع از محرومين ادامه دهيم و مواظب باشيم خداي ناكرده حق ياران و ياوران هميشگي انقلاب مانند حزب مشاركت ضايع نگردد و بازهم خداي ناكرده لطمه‌اي به جمهوريت نظام وارد نشود. "
نوبختي بابت انتشار اين مطلب با شكايت مدعي العموم و برگزاري جلسه بازپرسي در شعبه 12 دادسراي عمومي تهران و با حكم قاضي مرتضوي بازداشت وراهي اوين شد. مدتي را در زندان گذراند و گويا با پيگيرهاي غلامحسين الهام آزاد شد.
مدتي بعد شنيده شد كه "عوامل نوسازی"سايت اينترنتي ديگري با نام "نوآوري" راه اندازي كرده كه عمدتا به مسائل اجتماعي و فرهنگي مي پرداخت. نوآوري عمر زيادي نداشت و فعاليتهايش زود هنگام متوقف شد. تا بهمن 87 كه نام نوبختي را اينبار با "هفته نامه همت" شنيديم. همت  در یک شماره جنجالی با تيتر"احمدي نژاد كشون" منتشر و بحث های زیادی را دامن زد. شنيده مي شد غلامحسين الهام از حاميان اين نشريه است.
يكسال ديگر گذشت و باز در زمستان انتشار دو شماره جنجالي پياپي  از"همت" ما را به ياد عوامل نوسازي انداخت.
وقتي همت جديد با تيتر "ياران هاشمي" منتشر شد در شناسنامه اش بدنبال نام حسين نوبختي بوديم كه چيزي نيافتيم...اما باز از گوشه و كنارشنيده مي شود كه در پشت قضايا او و دوستانش هستند. اين موضوع  هنوز تاييد و تكذيب نشده است. شايد اساسا" اهميتي نداشته باشد. و ليكن جالب است اين گروه با تفكرات التقاطي چگونه در بازه هاي زماني يكساله مي آيند ، سرو صدا مي كنند و بعد هم ناپديد مي شوند؟

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 17  توسط   | 

همكار سابق !...نه لیبرال هستم و  نه از آن گروه كه پوزیتویستهای پوپری مي نامي! شهروندي ايراني هستم  كه از تفكر فرديدي بيزار است.اسمش را هر چه خواستي بگذار: نا سپاسي  يا  ژستهایی کاملا غیر علمی و يا هرچيز ديگر.
نمي دانم هنوز بي پروا ديگران را منافق مي خواني؟! مي فهمي؟!ما به خط دوستان شما نيامديم.هزينه اش را هم داديم. مداركش موجود است. اعتبار هم دارد.
برادر اين دعوا شخصي نيست. اساسا" ما را با  شخص تو كاري نيست ... بلكه منتقد تفكري هستيم كه در اين سالها رسانه ملي را فتح كرد و حال هرچه مي خواهد انجام مي دهد ! خواسته و ناخواسته شما هم در همان  قبيله اي.
مي خواستم درباره برنامه  جنابعالي نقدي بنويسم .چون به هرحال ما كمي تحليل محتوا بلديم.
وقتي كسي نيست .يا به عبارت بهتر نگذاشتند كسي بماند، راه باز مي شود  و صحنه خالي مي ماند. آنگاه جنابعالي هستيد كه  مي توانيد يك برنامه تاثيرگذار  اجرا كنيد.
آقاي يامين پور ! برنامه رو به فردا فايده اي نخواهد داشت! نوشداروي پس از مرگ سهراب است.
"رو به فردا" جز "ملتهب كردن دوباره افكار" ، "تازه كردن زخمها" و " غبارآلوده تر كردن فضا" تاثير ديگري نخواهد داشت.
مي ترسم از فردايي كه قرار است دوستان شما تصوير كنند.
ما را به برنامه شما اعتمادي نيست....خواستم باور كنم كه مي خواهي بر اساس توانمنديهاي خودت عمل كني... خواستم باور كنم كه مي خواهي ديگر تابلو دار آدمهاي كوچكتر از خودت نباشي...اما چيز ديگري را شاهديم....اميدي نيست...اطميناني هم نيست!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 16  توسط   | 

سخنراني زاكاني درنشست سياسي جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي را مي خواندم.ايشان درباره تخریب ها علیه هاشمي گفته اند:" روز گذشته نشريه‌اي تعطيل شد كه عكس بسيار زشتي را تحت عنوان ياران هاشمي منتشر كرده بود، مي‌خواهم بگويم جرياني وجود دارد كه افراط پيشه مي‌كند براي اينكه از آب گل آلود ماهي بگيرد، ما نبايد در دام آن بيفتيم.
رهبري نيز تأكيد كردند حق تهمت زدن نداريم، بنابراين بحثهايي كه درباره آقاي هاشمي وجود دارد نيز نبايد از حد اعتدال خارج شود."

سايت "جهان نيوز" منتسب به آقاي زاكاني را مرور مي كردم.اين سايت از يك  طرف انتقاد زاكاني به نشريه همت را منتشر مي كند + و از سوي ديگر در كنار مطلبي تحت عنوان زنان خیابانی قربانی انحرافات اجتماعی والدین +  عكس دختران مبلغ هاشمي در انتخابات  84 رياست جمهوري را منتشر كرده است!
منظور"جهان نيوز" چيست ؟يا بهتر بگويم منظورآقاي زاكاني چيست؟آن عكس چه ربطي به اين مطلب دارد؟آيا اين يك اشتباه سهوي بوده است؟
از گردانندگان جهان نيوز بايد پرسيد آيا منظورشان اين است حاميان هاشمي  اينگونه افرادي هستند؟زنان خياباني و افرادي مانند آنها؟ آيا گردانندگان جهان نيوز طرفدارن هاشمي را در سطح زنهاي خياباني مي بينند؟
آقاي زاكاني شما كه عكس زشت تري منتشر كرده ايد. كدام  نظرتان را باور كنيم؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 13  توسط   |