تبليغاتX
آخرین اصولگرا


خانم فاطمه رجبي مدافع سرسخت جناب آقاي دكتر احمدي نژاد كه بخاطر رييس جمهور محبوبش  حاضر است حتي خانواده اش را له کند در نامه اي شانزده سوال از ميرحسين موسوي پرسيده است. اولش خواستم  به سهم خودم جواب يك به يك سوالات را بدهم اما بعد از سخنراني حسينيه حجت به اين نتيجه رسيدم كه اگر خانم رجبي آن سخنراني را كامل بخواند يا بشنود!!! (كه مشكل صوتي شان حل شود) جواب تمامي سوالات خود را خواهند يافت.
شانزده سوال خانم رجبي بدين شرح است:

1. ورود يا فعال‌شدنتان به دليل كدام كمبود نيرو، يا كدام شرايط حاد براي اسلام و انقلاب است؟ بگوييد تا ما هم مطلع شويم.

2. آيا حضورتان در كنار عناصر نامشروع و نامقبول، اعلان عقيده، روش و برنامه‌اي سياسي است؟

3. آيا بيرون آمدنتان از پناهنگاه و تصويري‌شدن (هنوز خيلي صوتي نشديد) سياسي‌ در بدترين جلسات سياسي پيامي دارد؟

4. آيا نامزدي شما براي رضاي خداست؟ يا در مسير تشكيل دولت وحدت ملي ناطق‌نوري و لاريجاني و كرباسچي؟ يا ايجاد دولت نجات ملي محمد خاتمي؟

5. آيا راست‌هاي ناراست همان غيرمقبولان مطرود ملت كه در انتخابات نهم، همه و همه بيش از 5/1 ميليون رأي نداشتند، پشتوانه فعال‌شدن و خروجتان از خفا شده‌اند، يا توصيه‌ها و توطئه‌هاي مافياگران قدرت و ثروت از اصلاح‌طلبي برانداز؟ شايد هم مثلث لاريجاني، قالي‌باف و رضايي مشوق حضور و ورودتان گرديده است؟

6. آيا مدافع اقتصاد اسلامي تبيين‌شده از سوي امام خميني - كه درود خدا بر او باد - هستيد، يا سرمايه‌خواري مافياگرانه را پذيرا شده‌ايد؟

7. با «عدالت» و «اسلام علوي عليه‌السلام» چه ميانه‌اي داريد؟ امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف و ظهور را چگونه مي‌بينيد؟

8. امريكا را شيطان بزرگ و اسرائيل را غده سرطاني مي‌شناسيد؟ يا با حقوق بشر امريكايي و دموكراسي خداستيز و عوام‌فريب و ضدمردمي به صحنه آمده‌ايد؟

9. با فمينيسم و ابزارسازي از جوانان و آزادي‌هاي مورد قبول 16‌ساله در عرصه قدرت و ثروت چه ارتباطي داريد؟ خويشاوند‌سالاري، تبعيض‌گرايي، خانواده‌سالاري، آقازادگي و چپاول اموال و انفال توسط آقازاده‌ها و مديران لايق و باتجربه 16ساله، يا 27ساله مورد قبولتان است؟

10. آيا اسلام مرفهين بي‌درد، عافيت‌طلبان، اشرافيت و سرمايه‌داري يا همان اسلام امريكايي را روي‌گردانيد؟ آيا اسلام پابرهنه‌ها، مستضعفان، انقلابيون، جهادگران و شهادت‌طلبان را راه و رسم كارساز در برابر دنياي پيشرفته و متمدن امريكا و اسرائيل مي‌دانيد يا خير؟

11. ولايت مطلقه فقيه يا همان اساس مشروعيت نظام و قانون‌ اساسي را چه‌قدر باور داريد؟ روحانيت و مرجعيت اين پاسداران شريعت را چگونه؟

12. به طور كلي عامل بقا، اعتلا و استمرار نظام اسلامي را در ديپلماسي مقتدرانه عليه سلطه‌گران و جهانخواران مي‌دانيد يا تسليم و ذلت، آيا انفعال و عقب‌نشيني و تعظيم در برابر زورگويي‌هاي امريكا و انگليس يا فرانسه و اسرائيل را «اعتمادسازي»، «تشنج‌زدايي»، «بيرون‌آمدن از انزوا» دانسته، نه تنها «تعطيل كامل هسته‌اي» بلكه «جاسوسي و به مخاطره‌افكندن كشور و ملت» را اقدامي «سنجيده»، «غيرشتابزده»، «مدبرانه»،‌ «خردمندانه» و ... مي‌پسنديد؟ و به اين گونه مديران لايق و باتجربه فخر مي‌فروشيد؟

13. باز هم مي‌گويم، با انتظار و ظهور، عدالت‌گستري جهاني و وجود ذي‌جود منجي عالم و دكترين مهدويت عجل‌الله تعالي فرجه الشريف در حاكميت چقدر موافقيد؟ واژگان خرافه، جمود، تحجر و ... كه در اطلاعيه غيرقانوني و خارج از مسؤوليت و غيرمعمول شما در فاصله 27 خرداد تا سوم تير 1384 تصريح شد، حول اين باور مي‌چرخد، يا «هيأت‌هاي عزاداري سيدالشهدا» يا «گفتمان مبتني بر آموزه‌هاي اصيل انقلاب و اسلام» را شامل مي‌شود؟

14. تمدن و پيشرفت، علم و فن‌آوري و اقتصاد و سياست در ديدگاه شما، در دايره اسلام و تشيع قابل‌قبول است، يا به ژاپن و كره جنوبي، امريكا و اروپا محدود مي‌شود؟

15. دگرانديشان و تجديدنظرطلبان، وابستگان به بيگانه، غارتگران بيت‌المال، فاسدان و منحرفان عقيدتي و عملي در طول سه‌دهه پس از حاكميت نظام اسلامي، حلقه مديران دائمي، ويژه‌خواهان و امتيازطلبان، رانت‌خواران و احزاب - اين يادگاران سياست اموي - را چگونه مي‌نگريد، و در دولت شما چه جايگاهي دارند؟

16. با رانت‌خواري و آقازادگي و بهره‌مندي از پست‌ها و مقام‌ها چه ميانه‌اي داشته‌ايد؟ صريح‌تر بگويم؛ در طول مدت سكوت و نظاره‌گري يا رضايت‌دادن به همه آنچه گفته شد، همسر و فرزندانتان و دامادهايتان از «رانت علمي»، «رانت مدرك»، «رانت استخدام»، «رانت پست»، «رانت سفرهاي خارجي» و ... سود نجسته‌اند؟! خودتان چه‌طور؟!

وجواب: خواهر گرامی سرکار خانم فاطمه رجبی شما را رجوع مي دهم به سخنراني حسينيه حجت! همین! فایل صوتی هم موجود است!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 9  توسط آخرین اصولگرا  | 

نازي‌آباد ميزبان «ميرحسين» در شب ميلاد پيامبر نور

نماینده گفتمان عدالت و آزادی با مردم سخن می‌گوید

قلم نیوز- خجسته باد میلاد بزرگ‌مرد تاریخ، «محمد امین، رسول خدا» که میلادش با رویش دوباره گفتمان واقعی عدالت و آزادی پیوند خورد و اینک جشن میلادش را با سخنان مردی از سلاله پاکش به پا خواهیم کرد که 20 سال سکوت و تفکر، پشتوانه راه اوست.

به گزارش پایگاه خبری قلم، شنبه شب‌ نازی‌آباد تهران که نامش با سیاست عجین شده و کوچه‌هایش هنوز بازی‌های کودکانه تا سیاستمدارشدن بسیاری از سیاسیون را به یاد دارد، میزبان مردی است که یادآور روزهایی از جنس دیگر است؛ روزهایی که آتش بر سر می‌بارید اما انسانیت و عشق جاری بود میان مردمان سرزمینی که با هیچ مقابل همه ایستاده بودند؛ که آزاد باشند و مستقل.
میرحسین موسوی، مردی از جنس مردم و سیاستمداری گزیده‌گوی که سال‌ها تفکر را مبنای حرکت و تدبیر برای روزهای سخت کشور قرار داده، می‌آید تا شب میلاد رسول‌الله (ص) در حسینیه حجت در محله‌ای که هنوز به آمدن عدالت امید دارد، سخن بگوید. مردمی که او را با نام کوچکش می‌خوانند و در انتظارند برای اصلاح امور.
شامگاه شنبه بعد از نماز مغرب و عشا در حالی به شنیدن سخنان «میرحسین» خواهیم رفت که ارتقای چهره عدالت و عزت ایرانی را مشتاقیم.

محل سخنرانی نازی آباد- بازار دوم-حسینیه حجت
راهنمای حضور در محل سخنرانی مهندس موسوی
برای رسیدن به بازار دوم (نازی‌آباد) می‌توانید از اتوبوس‌های
* میدان ولیعصر ـ نازی‌آباد
* میدان انقلاب ـ نازی‌آباد
* پایانه‌ی فیاض‌بخش (بازار تهران) ـ نازی‌آباد
* متروی علی‌آباد ـ نازی‌آباد
استفاده کنید.
پیشنهاد می‌کنیم با توجه به نبود امکانات پارکینگ و امکان‌ناپذیر بودن پارک اتومبیل در خیابان‌های اطراف به دلیل ازدحام جمعیت و نبودن جای پارک، از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 15  توسط آخرین اصولگرا  | 

بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات ریاست جمهوری که بزرگترین جشنوارۀ جمهوریت در نظام ماست نزدیک می‌شود. در آستانۀ این رویداد سرنوشت‌ساز جای آن است که هر جان شیفتۀ عدالت و آزادی و استقلال و توسعه که به تحقق این آرمان‌ها در چارچوب جمهوری اسلامی فکر می‌کند به وظائف و تعهدات خود از نو بیندیشد و با هدف استقرار یک جامعه ارزشی مبتنی بر آموزه‌های اسلام ناب محمدی (ص) و متکی بر اندیشه‌های حضرت امام خمینی مسئولیت خویش را بازشناسی کند. بر مردم شریف ایران پوشیده نیست که اینجانب طی ماه‌های گذشته با کمک و همفکری آنان در تکاپوی این جستجو بوده‌ام؛ وضعیت کشور ، انتخاب‌های پیش‌رو ، حوادث ممکن، ظرفیت‌های موجود و بسیاری نکات خرد و کلان دیگر را مورد دقت قرار دادم و هرچه پیشتر رفتم همان دلایل و عواملی که در وهله‌های گذشته به عدم حضور در صحنۀ انتخابات فرا می‌خواندند بیشتر مرا متقاعد کردند که این زمان زمانی دیگر است و حضور را ایجاب می‌کند. اینک نه از روی خودپسندی تا ارزش‌ها و ارجمندی‌های همگنان را نادیده بگیرم، و نه از سر تجاهل تا مشکلات پیش رو را ناچیز و بضاعت اندکم را کافی از توکل به خداوند بدانم، بلکه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام می‌نمایم.
مستضعفان این مطمئن‌ترین پایگاه برای ارزش‌های برآمده از انقلاب اسلامی و آماده‌ترین قشر برای اصلاحگری و پایبندترین پشتوانه برای اصول و اصول‌گرایی صبورانه به‌گوشند که آیا فرزندان مصدرنشین‌شان همچنان به جایگاه عزیز آنان اقرار می‌کنند و بر وظایف تخطی‌ناپذیرشان در حمایت از منافع محرومین اصرار می‌کنند. معنای این انتظار را چگونه لمس کرده‌ است کسی که نداند در سفره‌های کوچک آنان اولی‌تر از نان اعتنای صادقانه به ارزش‌هایی است که جان جوانانشان را خرج آن کرده‌اند؟ این اولویتی است که چشمه‌های برکت را از زمین می‌جوشاند. تنها نمونه‌ای از این جوشش دست‌آوردهای برگشت‌ناپذیر جوانان دانشمند ما در زمینه انرژی هسته‌ای است. اگر سرهای آنان در مقابل اجنبی خم بود و یا احساس می‌کردند که آزادی گفتن و شنیدن و انتخاب کردن ندارند هرگز چنین جوشش‌هایی از آنان سر نمی‌زد. ما این کامیابی‌ها را با هزینه‌ کردن بودجه‌های نجومی به دست نیاورده‌ایم، بلکه ارزش‌ها هستند که چنین میوه داده‌اند و برکت آفریده‌اند.
به‌ویژه جا دارد که ارزش آزادی در این عصر مورد توجه چندین‌باره قرار گیرد. این آرمانی است که خرازی‌ها و باقری‌ها و باکری ها در پای آن جان داده‌اند، زیرا اگر آنان و یارانشان نمی‌ایستادند از جمله نخستین نعمت‌هایی که از ما سلب می‌شد آزادی بود. ما را چه می‌شود که به کمترین بهانه خانۀ آرزوهای همت را خراب می‌کنیم تا به جایش برج‌هایی از جاه‌طلبی خود بسازیم؟ باید بدانیم که گشودگی در مقابل انتظار مستضعفان و بازگشت به ارزشها هرگز کوشش برای یافتن راه حل هایی که به نیرومند شدن اقتصاد کشور بیانجامد ، فضای کسب و کار را رونق دهد و از نیروهای مولد و تولید ملی حمایت همه جانبه کند از اهمیت نخواهد انداخت .
شاید کسانی تصور کنند عجله برای عملی کردن چنین نیت خیری استفاده از هر شیوه‌ای را مباح می‌کند، ولو این که شامل قانون‌شکنی‌های گسترده باشد . این کار صرفا نقض عهد با ملت نیست بلکه انکار خرد جمعی است. اینجانب صراحتا اعلام خطر می‌کنم که تداوم چنین رویه‌ای به آشفتگی‌های لاعلاج در نظام مدیریتی منجر می‌شود، تا جائی که یک روز در کشور سنگی بر روی سنگ نماند. آیا فرصت هایی که تبعیت از قانون در اختیار قرار می‌دهد پیش از این مستهلک شده است که دست به این بازی خطرناک می‌زنیم؟ قانون اساسی ما برای رسیدن به همین اهداف دارای ظرفیت‌های عظیمی است که همچنان می‌توانند به فعلیت برسند. به ویژه راهبردهای ارزشمندی که اصل‌های 43 و 44 از این میثاق ملی را شکل داده‌اند نیاز به توجه بیش از پیش دارند و ما موظفیم منابع کمیاب موجود را با تخصیص حداکثری در جهت تحقق هرچه کاملتر آنها به کار بندیم و از هدر دادن این منابع در خدمت منافع کوتاه مدت و اغراض سیاسی کم بها جلوگیری کنیم .
اینجانب ادعا نمی‌کنم که اهداف پیش رو به صرف انتخاب یک شخص قابل دستیابی است، بلکه خواست عمومی برای تجدید نظر در سیاست‌ها و گسترش گفتمان انقلاب اسلامی و تکیه بر ارزش‌های بنیادین زائیده از آن در سطح عموم است که می‌تواند ضامن چنین تحولی باشد. حتی در آن صورت نیز نباید منتظر معجزه بود. به یاد داشته باشیم که یک قدم پیشرفت که واقعا محقق شود بر آرزوهای درازی که جامة عمل نمی پوشند برتری دارد.
به زودی شور مبارزات انتخاباتی فراگیر می‌شود و درحرارت آن هر شخص و گروه جرعه‌هایی از آنچه که هست را به مردم می‌چشاند و نمونه‌ای از دولتی که برقرار خواهد کرد را در معرض دیدگان بینا قرار می‌دهد. شاید نتوان یک انتخابات جدی را در فضایی خالی از خرده‌گیری، به ویژه نسبت به دولتی که حاکم است در نظر آورد. با این همه لازم است که احترام دولت قانونی جمهوری اسلامی به دقت رعایت شود و انتقادات به صورت روشنگرانه، مستدل، دلسوزانه و نه با قصد فریب ارائه گردد.
در جریان فعالیت‌های انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تکثیر عکس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی که ممکن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم که به این خواستۀ خدمتگزار خود توجه کنند. از نظر من نوشته سادۀ یک شهروند علاقمند به سرنوشت کشور در پشت شیشۀ مغازه‌اش دلنشین‌ترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است. این نه بدان معناست که استفاده از تصویر را الزاما مسرفانه و یا فریبکارانه بدانم، بلکه می‌خواهم از کارهایی که شایعه شیوعشان را در فصول انتخابات شنیده‌ام، و امیدوارم هرگز واقع نشده باشند، به اکیدترین وجهی پیشگیری کنم. هرگونه عمل خلاف اخلاق حضور و نشاط مردم را در صحنۀ انتخابات خدشه‌دار می‌کند. چنانچه نام اینجانب در معرض اسائه قرار بگیرد انتظار از علاقمندان و حامیان سکوت است، چه رسد به آن که خدای‌ناکرده خود مرتکب هتک حرمت و بی‌ادبی نسبت به کسی شوند و نوشته یا گفتۀ ناحقی را اشاعه دهند. علاقمندان مطمئن باشند اگر مواردی رخ دهد که بر حسب موازین اخلاقی و قانونی نیاز به پیگیری داشته باشد ستاد به وظیفۀ خود در این زمینه عمل می‌کند. همچنین از همۀ عزیزان و دوستان تقاضا دارم به هیچ‌وجه از امکانات و اموال عمومی، چه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم، در امور انتخاباتی استفاده نکنند.
و سرانجام وحدت؛ حل مسائل بزرگ نه فقط نیاز به همفکری همه اندیشه‌ها و گفتمان‌ها ، که به وحدت و انسجام تمامی نیروهای توانمند کشور نیز نیازمند است. امیدوارم با پختگی و حکمتی که در دلسوزان وجود دارد بتوانیم سرانجام به این هر دو ضرورت پاسخی درخور بدهیم.

برای مردم ایران آرزوی بهروزی می‌کنم و از ایزد منان تقاضا دارم به بهترین وعده‌هایی که به برترین بندگان خویش داده است در مورد این ملت بزرگوار وفا کند، که پیامبرانش گفته‌اند: فمن تبعنی فانه منی.

میر حسین موسوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 10  توسط آخرین اصولگرا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 9  توسط آخرین اصولگرا  | 



آقاي ميرحسين سلام
سلام به تو كه نمي شناسمت...یا بهتر بگویم خوب نمی شناسمت
تو از نسلي هستي كه گاهي دلمان مي خواد تمام وجودتان را نقد كنيم.تو از نسلي هستي كه مرا به ياد جنگ مي اندازي.به ياد صف هاي طولاني كالاهاي كوپني.به ياد شماره هاي دو رقمي و سه رقمي كوپنها.به ياد سهميه سيگار...شيرخشكي كه نبود...بازار سياه و احتكار كه هميشه با آن در جنگ بودي...به ياد آژير قرمز...بمباران...
نسلي با تيپي خاص! نسلي كه موهايش را به سمت راست شانه مي كند كت و شلوارهايي نسبتا تنگ و كهنه مي پوشد، ريش مي گذارد و عينك كائوچويي مي زند.
آقاي ميرحسين مدتهاست كه خبري از تو نبوده است گاهي نزديك انتخابات از نام تو استفاده مي كردند. گفته هاي به نام تو در حمايت از فلاني و فلاني نقل مي شد و من شاهد بودم كه آن نقل ها چه تاثيرگذار بود.
و ديگري خبري از تو نبود و تو مي رفتي تا انتخابات بعد....
اما حالا به يكباره  خبرساز شده اي از كلمه ها مي گويي، مصاحبه مي كني ، سخنراني مي كني ، مقاله مي نويسي ، سايت خبري تحليلي راه مي اندازي، همايش برگزار مي كني و البته قرار است روزنامه چاپ كني !
در اين چند ماه اخير بارها از خودم پرسيده ام اين آقا تا حالا كجا بوده ؟

شنيده ام بيست سال در اوج محبوبيت سكوت كرده اي .شنيده ام بيشتر اوقات نقاشي مي كشيدي!نقاشي هايت را نديده ام اما شنيده ام روزي براي خريد رنگ  به خيابان انقلاب روبروي دانشگاه تهران رفته اي. همه رنگها تمام شده بود و اين وحشت از بي رنگي تو را ترساند . ترسيدي كه بي رنگ بميري !من و نسل من تو را سياه و سفيد مي شناسيم. از بي رنگي تو مي ترسيديم . ترسي كه تو هم آن را فهميدي و حالا سخن گفته اي براي اينكه اينبار خودت را براي ما نقاشي كني . اين نقش ها برايمان دلنشين است . اينك كسي را كشف مي كنيم كه بزرگترها با عشق از او سخن مي گويند.  پدر بزرگم آنقدر احمدي نژاد را دوست دارد كه يكي  از عكسهايش را از صفحه اول يك روزنامه بريده و به ديوار خانه اش چسبانده. پرسيدم به كه راي مي دهد گفت احمدي نژاد! اين خاتمي مگر هشت سال چه كار كرد. گفتم : كروبي؟ خنديد! گفتم :هاشمي؟ بازهم خنديد! به نامهاي قاليباف و لاريجاني ، توكلي و... هم خنديد! آخركار گفتم مثل اينكه قرار است مير حسين هم بيايد... ساكت شد گفت اگر ميرحسين بيايد جانم را هم برايش مي دهم. نمي دانم تو با آن نسل چه كرده اي. اما من هنوز مي خواهم كه تو را بيشتر بشناسم.

ميرحسين مي دانم كه نمي آيي و در اين انتخابات شركت نمي كني!اما حالا كه براي بسياري از اين مردم  يك اميدي همچنان بمان و بگو...
آرزو مي كنم كه رنگي تر شوي،اين اميد را نگير.... همين!!!

امروز سه شنبه اين را مي نويسم همه از آمدن تو به عرصه انتخابات خبر مي دهند اما نمي دانم چرا همچنان گمانم بر اين است كه تو نمي آيي.
نام وبلاگم"آخرين اصولگرا" است شايد اين عنوان برازنده توست چه بيايي و چه نيايي!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 9  توسط آخرین اصولگرا  |