تبليغاتX
آخرین اصولگرا - استعفای دسته جمعی گروه ادب و هنر روزنامه کارگزاران
استعفای اختیاری یا اجباری!
گروه ادب و هنر روزنامه كارگزاران متشكل از محمدهاشم اكبرياني، فرزين شيرزادي، محسن فرجي، ياسين نمكچيان و ايمان مهديزاده، روز سه شنبه(27/6/86) به دليل آنچه عدم پرداخت حقوق معوقه و انتشار گهگاهي كارگزاران اعلام شد  به طور دسته جمعي استعفا دادند.
محمدهاشم اكبرياني دبير سرويس گروه ادب و هنر، فرزين شيرزادي مسوول بخش داستان، محسن فرجي مسوول بخش سينما و تئاتر، ياسين نمكچيان مسوول بخش شعر  و ايمان مهديزاده  مسوول بخش هنرهاي تجسمي و موسيقي بود.
صفحه ادب وهنر روزنامه کارگزاران به همت این آقایان مدتها محل انعکاس افکار بیمار گروهی به اصطلاح پست مدرن بشمار می رفت.
شنیده شده در پی حرمت شکنی های مکرر این گروه در ژست  ساختارشکنان عرصه فرهنگ وهنر ایران!وعدم استقبال افکار عمومی از تفکراتی از این دست، کارگزارنی ها را  متوجه سرمایه گذاری  اشتباه خود کرد.
اخراج می توانست هزینه سنگینی در بر داشته باشد و علیه کارگزاران جریان ایجاد کند. لذا با در تنگنا قرار دادن این گروه به لحاظ مالی، آنان را مجبور به ترک روزنامه کردند!
به همین سادگی!
تا ببینیم بازی بعدی کارگزاران در بخش فرهنگ و هنر چه خواهد بود. البته شنیدها حاکی است که  خانه تکانی در روزنامه کارگزاران  قرار نیست تنها به بخش فرهنگی خلاصه شود بلکه بخشهای اصلی روزنامه در حوزه سیاست و اقتصاد نیز هدف گرفته شده اند و همه اینها تنها حکایت از آرایش جدید این روزنامه حزبی برای انتخابات آتی دارد.

 نکته جالب توجه نوع واکنش رانده شدگان (بخوانید مستعفیان) است. از جمله ایمان مهدیزاده در وبلاگش نوشته است:

امروز آمدم روزنامه. ديروز نيامدم. پريروز آمدم ولي در پي كارهاي خودم بودم. امروز آخرين گزارشم را مي‌نويسم و گروه ما(ادب و هنر) از اين آشيانه ويران و خراب آباد رخت مي‌بندد. فرزام مي‌گويد چون نام هاشمي پشت اين حزب است روزنامه‌شان تعطيل نمي‌شود. آيا مگر همين استاد انتخابات نيامد كه راي نياورد در عوض با مظلوم‌نمايي بحث آقازاده براي هميشه تمام شد.
تعطيلي اين روزنامه هم براي اصلاح‌طلبان موزمار يك مظلوم‌نمايي جديد خواهد بود. مي‌گيد نه،انتخابات را بررسي كنيد.
به من و ما ربطي ندارد كه در ايران شيوه‌هاي اخذ راي از مردم ساده و گرسنه چيست. ما كه هرگز كانديداي چيزي نمي‌شويم،مگر گريز از اين خاك آدم بدبخت‌كن. اما مسئله اين است كه فوتوسنتز نمي‌كنيم. پول كارمان را لازم داريم و اين حزب گدا گشنه سركارگزاران بايد آن را بدهد.
جالب اينكه مي‌گويند چون الان سر پست نيستيم پول نداريم. اينها عادت كرده‌اند از پول بيت‌المال هزينه تبليغاتشان را بپردازند.
دلم براي خودم و همكارانم مي‌سوزد و بيش از آن اين مردم كه دوباره فريب اينان را خواهند خورد.
از مزاياي ديگر اين حزب پاسخ‌ندادن است. به راحتي خود را از هر گونه پاسخگويي مبرا مي‌دانند و اين دگماتيسمي است كه اغلب گروههاي سياسي ايران را در بر گرفته است.
بعيد است ديگر وبلاگم را از اينجا آپ كنم. براي همين نامش را آخرين گزارش گذاشتم.

همچنین علیرضا بهنام  نیز با مطلبی تحت عنوان نه گفتن به بهره کشی! به این موضوع پرداخته است.
نگین بهکام یکی ازخبرنگاران روزنامه کارگزاران در واکنش به کنارگذاشته شدن (بخوانید استعفا) همکارانش  به انتقاد شدید از کرباسچی پرداخته است.
متن کامل آخرین پست وبلاگ 
نگین بهکام بدین شرح است:

"آقای کرباسچی شکست های سیاسیتان را در آسمان ها جستجو نکنید
حزب كارگزاران سازندگي كه از قديم اتهام مافياي نفتي را به يدك مي كشيده  و به عنوان يك حزب ثروتمند شناخته مي شود اين روزها استراتژي جديدي را براي از ميان بر داشتن برچسبهاي  قديمي خود به كار گرفته است.
 اين بار تحريريه  روزنامه كارگزاران است كه بايد قرباني استراتژي هاي جديد كارگزاراني ها شود .
تحريريه كارگزاران كه نزديك به 3 ماه است حقوق خود را دريافت نكرده اند قربانياني هستند براي اينكه حزب ثابت كند نه خبري از نفت هست نه كاغذ نه سيمان نه حمايت هاي رفسنجاني پشت كارگزاراني ها را گرما مي بخشد و نه اتصالي به سازماني وجود دارد . يك روز كرباسچي مسئول مسائل روزنامه است يك روز مرعشي وروز ديگر اصلا هيچ كس خود را مسئول نمي داند تا مرجع مشخصي براي متوسل شدن وجود نداشته باشد . هر چند وقت يكبارهم شايعاتي مبني بر بسته شدن روزنامه از طرف آقايان منتشر مي شود تا از يك طرف تفكر بي پولي كارگزاراني ها براي انتشار حتي يك روزنامه پر رنگ تر شود و از طرف ديگر دولت با اين تفكر كه روزنامه كارگزاران رو به انحلال است زحمت  توقيف روزنامه را به خود ندهد. چندي پيش نيز چند نفر از اعضاي تحريريه روزنامه به نمايندگي از سايرين براي رفع مشكلات موجود به آقاي كرباسچي رجوع مي كنند و برايش از مشكلات موجود و به ويژه پرداخت نشدن حقوق 3 ماه اخير كاركنان روزنامه مي گويند. اما در مقابل سياست مديريتي آقاي كرباسچي حكم مي كند كه در اين جلسه توپ  را به زمين  تحريريه بيندازد و خود را از هر مسئوليتي مبرا سازد. در عين حال يكي از حاضرين جلسه كه سمتش" خبرنگار " بوده  لب به سخن مي گشايد تا از مشكلات تحريريه بگويد اما اشراف زادگي آقاي كرباسچي گفتمان با كسي كه سمتش تنها يك خبرنگار است را نمي پذيرد و با بي احترامي هر چه تمامتر از گفتگو با وي اجتناب مي كند . و اما دلايلي كه كرباسچي در اين جلسه براي مشكلات روزنامه حزب متبوعش اعلام مي كند از اين قرار است: " تقصير پدر من است كه به جز يك جا نماز برای من ارث ديگري نگذاشته كه من الان به شما ها بدهم . " " تقصير تحريريه است كه خوب كار نمي كند تا منابع ما تامين شود."" تقصير آنهايي است كه 2 جا كار مي كنند. "
اما اقاي كرباسچي در اين جلسه حتي  اجازه نداد نمايندگان تحريريه هم دلايل متقابل خود را ارائه دهد . كاش آقاي كرباسچي به جاي اينكه خود را نابغه بپندارد غرورش اجازه مي داد تا تنها چند دقيقه هم ما با او سخن بگوییم. آنوقت به او می گفتیم: جناب آقاي كرباسچي شما كه خود را مديري نخبه و قوي مي دانيد چطور اين اصل ساده را كه " كارگري كه چند ماه حقوق خود را نگرفته باشد انگيزه اي براي كار كردن ندارد " فراموش كرده ايد؟ شايد هم فراموش نكرده ايد و مو قعيت ايجاب مي كند كه فراموش كنيد؟ 
آقاي كرباسچي چرا دلايل شكستهاي سياسي خود را در آ سمان ها جستجو مي كنيد؟ شما آنقدر خود شيفته هستيد كه با وجود نداشتن هيچ سمت ارزشمندي حتي حاضر نيستيد با يك روزنامه نگار هم كلام شويد در مقابل آقاي احمدي نژاد زيركانه براي براي كسب محبوبيت با ترك ها تركي صحبت مي كند و با كرد ها كردي . با بچه هاي كوچك و پير سالان بي سواد مهربانانه هم كلام مي شود تا آینده سیاسی خود را تضمین کند.
قاي كرباسچي چطور توقع داريد مملكتمان را دست حزبی بسپاريم كه  ظلم و ستم را در حق يك مجموعه كوچك زير دستش در روزنامه كاركزاران روا داشت ؟
شما 30 نفر كاركنانتان را در روزنامه كارگزاران فداي بازي هاي سياسي خودتان كرديد اگر حزب متبوعتان به قدرت بازگردد مملكت را فداي منافعتان نمي كنيد؟
آقاي كرباسچي خواندم كه حزب كارگزاران 100 كرسي مجلس را براي خود هدف گذاري كرده است مي شود بگوييد چه كساني قرار است همرزمانتان را اينچنين از ارايشان بهره مند سازند ؟
شما حتي نتوانستيد كاركنانتان را از خود راضي نگه داريد و كساني را كه تا ديروز شما را مديري لايق مي دانستند  از خود رانده ايد . به نظر مي رسد اگر نخواهيد در تفكر و عملكرتان اصلاحاتي صورت دهيد دیر یا زود مجبور باشید  با سياست خداحافظي فرماييد. کاش اینطور نباشد."

دیگرانی چون ریحانه مظاهری - علی خردپیر - یاسین نمکچیان و امیر آشتیانی  نیز به این موضوع پرداخته اند.


یک نتیجه اخلاقی :همانهایی که روزی قلم هایشان برای تخریب رقبا به کار می رفت حالا دامن حضرات را خط خطی می کنند!


 

+ نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 15:32 توسط |